السيد الخميني

62

ديوان امام ( فارسى )

پرتو عشق عشق اگر بال گُشايد به جهان حاكم اوست * گَر كند جلوه در اين كوْن و مكان حاكم اوست روزى ار رُخ بنمايد ز نهانخانهء خويش * فاش گردد كه به پيدا و نهان حاكم اوست ذرّه‌اى نيست به عالم كه در آن عشقى نيست * بارك اللّه كه كران تا به كران حاكم اوست گر عيان گردد روزى رُخش از پردهء غيب * همه بينند كه در غيب و عيان حاكم اوست تا كه از جسم و روان بر تو حجاب است حجاب * خود نبينى به همه جسم و روان حاكم اوست من چه گويم كه جهان نيست به‌جُز پرتو عشق * ذو الجلالى است كه بر دهر و زمان حاكم اوست